پروردگارامراببخش ازاينكه احساساتم برعقلم غلبه كرد!
ازاينكه بركوچكترها بزرگي كردم!
ازاينكه به ياد همه بودم به غيرازتو!
ازاينكه كاربد ديگران را به رخشان كشيدم!
ازاينكه زبانم گفت بفرماييد ولي دلم گفت نه!
ازاينكه درحال سخن گفتن كسي بي اعتنا بودم!
ازاينكه نشان دادم كاره اي هستم درحاليكه...
ازاينكه حق بامن نبود،لجبازي نمودم!
ازاينكه صدايم زدند اماخودم رابه نشنيدن زدم!
ازاينكه ايمانم به بندگانت بيشترازايمان به تو بود!
ازاينكه غذا خوردنم هرگزترك نشد ولي نمازم قضاشد!
ازاينكه معذرت خواستن برايم مشكل بودوانجام ندادم!
ازاينكه تظاهربه دانستن مطلبي كردم كه اصلا آنرا نمي دانستم!
ازاينكه رسواشدن دردنيا برايم مشكل ترازرسواشدن درآخت بود!
ازاينكه موقع كناه ازيك طفل خجالت كشيدم و ازتوشرم ننمودم!
ازاينكه حاضرنشدم بگويم نميدانم حتي درلحظه اي كه نادانيم برملا شد!
ازاينكه آنقدر به فكر آراستگي ظاهرخود بودم به آراستگي باطن نپرداختم!
ازاينكه ديگران رابه كسي خنداندم،غافل از اينكه خود ازهمه خنده دارتر بودم!
ازاينكه روزه را درچيزي نخوردن و ننوشيدن دانستم،ولي اعضاي بدن همه بايد روزه باشد!
ازاينكه براي ازضاء نفسم آنقدراز كسي سوال كردم تا آنكه نمي دانم رااز زبانش بيرون كشيدم!
ازاينكه درهمه چيزوهمه جا با محاسبه دقيق سروكارداشتيم ولي به حساب نفس خويش نرسيدم!
ازاينكه...
الهي به ما ديده بصيرت عنايت كن و ما را درشناخت عيوب خويش ياري بفرما.